خرید اینترنتی بلیط هواپیما, تور مسافرتی, رزرو هتل

رزرو هتل کیش،رزرو هتل شیراز،رزرو هتل اصفهان،رزرو هتل دبی

خرید اینترنتی بلیط هواپیما, تور مسافرتی, رزرو هتل

رزرو هتل کیش،رزرو هتل شیراز،رزرو هتل اصفهان،رزرو هتل دبی

پایان نامه رایگان-–2

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ق.ظ


اتکینسون و همکاران ( 1389 ) ، پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یااکتسابی حاصل از درس ارائه شده یا به عبارت دیگر ، توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند که به وسیله آزمون های استاندارد شده اندازه گیری می شود. تعاریف عملیاتی سبک های فرزند پروری:نمره ای که آزمودنی […]


  الف) گروهی که در تمام معیارها نمره های بالایی داشتند و کودکان شایسته و رشدیافته نامیده شدند. ب)گروهی که خویشتندار و متکی به خودبودندولی از موقعیت های جدید بیم داشتند و علاقه چندانی برای آمیزش با سایر کودکان از خود نشان نمی دادند.ج) گروهی نیز شامل کودکانی بودند که در تمام معیارها نمره های پائین داشتند، یعنی به کمک دیگران متکی بودند. از موقعیت های جدید کناره می گرفتند و در خویشتنداری نمره های پائین داشتند. این گروه رشدنایافته ترین گروه کودکان بودند که مورد مشاهده قرار گرفته بودند.سپس محققین با استفاده از مصاحبه و روشهای مشاهده، چهار جنبه از رفتار والدین را مورد ارزیابی قرار دادند. این جنبه ها عبارتند از:  1 -  کنترل: میزانی که والدین سعی می کنند در فعالیتهای کودکان دخالت کنند و وابستگی با پرخاشگری کودکان را مطابق با معیارهای خود تغییر می دهند.  2-  توقع رشدیافتگی: فشارهایی که به کودک وارد می شود تا عملکرد او با میزان توانایی وی هماهنگ شود. 3 – وضوح ارتباط بین مادروکودک: میزان توانایی مادر در توضیح دلایل به هنگام اطاعت طلبیدن ازکودک و میزان توجه آنها به عقاید واحساسات کودک.  4 - فرزندنوازی (مراقبت): به میزان محبت و عطوفتی که نسبت به فرزندانشان از خود نشان می دهند و لذت بردن از پیشرفت فرزندانشان اشاره دارد. چنین والدینی مهربان و پرحرارت هستند و ارتباط خوبی با فرزندانشان برقرار می کنند. این افراد در عین حال که به عقاید فرزندانشان احترام قائل اند، در مورد رفتارهائی که برای فرزندان خود مناسب می دانند، پیگیرانه و خالی از ابهام عمل می کنند. 

----------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net ****************  بدین ترتیب بامریندازطریق مشاهداتی که در شرایط آزمایشگاهی بدست آورد واطلاعاتی که راجع به والدین کودکان ازطریق مشاهدات خانگی ومصاحبه هایی که هم ازمادران وهم ازپدران تنظیم نمود دریافت شیوه های فرزند پروری در دو بعد،با یکدیگر تفاوت دارند.بعد اول ،توقع و کنترل بعد دوم پذیرندگی واجابت کنندگی .ترکیب گوناگون دو بعد توقع/کنترل و پذیرندگی/اجابت کنندگی چهار شیوه فرزند پروری رابه وجود می آورد که پژوهش بامریند بر سه شیوه آن متمرکز است:مقتدرانه (دمکراتیک) ،مستبدانه،سهل گیر.چهارمین شیوه یعنی شیوه کناره گیر(مسامحه کار) را محققان دیگری مورد مطالعه قرار داده اند(برک،2001).  بر اساس نظریه بامریند،شیوه های فرزند پروری به عنوان واسطه ی بین متغیرهای هنجاری آنان و جامعه پذیری کودکانشان عمل می کند.سبک های فرزندپروری هم دارای نقش حمایتی و هم غیر حمایتی هستند که البته پیامد به کارگیری هریک از آنها بر تحول کودک متفاوت است(سانتراک، 2007).بامریند(1991) بیان می کند که والدین دیکتاتور،روابط سرد همراه با کنترل زیاد برفرزندان خود اعمال می کنند.والدین مقتدر،کنترل خودرا همراه با رابطه ی گرم و پاسخگویی بر فرزندان خود دارند .در حالیکه والدین سهل گیر،انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته وهیچ گونه کنترل وپاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند. والدین قاطع : به صورت افرادی گرم وصمیمی توصیف شده اند در عین حال بر آنچه که کودکانشان انجام می دهند کنترل دارند. آنها برای خواسته هایی که از فرزندانشان دارند از دلایل وتوضیحات منطقی استفاده می کنند. این والدین تلاش دارند که برفرزندانشان گوشزد نمایند که رفتار آنها چه تاثیری بر دیگران می گذارد.والدین مقتدر(اقتدارگرا) به صورت افرادی با صمیمیت و محبت زیاد (این گونه والدین در زندگی فرزندان خود مشارکت کرده و به نیازهای آنها پاسخ می دهند) و کنترل رفتاری (آنها محدودیت های واضح و مناسب با سن فرزندان برای رفتارهای او در نظر می گیرند) تعریف می شوند. والدین مقتدر معیارهایی به فرزندان نشان می دهند که طبق آنها زندگی کنند. غالبا" می خواهند چیزهایی را از نوجوان خود بیاموزند (ریتمن وهمکاران، 2002).  والدین سهل گیر:به صورت والدینی توصیف شده اند که سعی دارند برای کودکان خودمحیطی گرم آرام وپذیرا به وجود آورند، خواسته های اندکی از فرزندان خود دارند، وبر آنچه آنها انجام می دهند کنترل ونظارت ندارند. این والدین به فرزندان خود آزادی بیش ازحد می دهند وخطای آنها را نادیده می گیرند(ریتمن وهمکاران، 2002). والدین مستبد: فاقد گرمی و صمیمیت در روابط خود با فرزندان هستند انتظار دارند که فرزندان خواسته ها وتقاضاهای آنها را بدون بحث وبی چون وچرا برآورده کنند. در این خانواده ها به کودکان اجازه ابراز عقیده داده نمی شود وفرصت کمی برای تفکر درباره موقعیتها یا بکار گیری استدلال وجود دارد(ریتمن وهمکاران، 2002). انواع سبک های فرزندپروریسبک های فرزندپروری والدین یکی از سازه های جهانی است که بیانگر روابط عاطفی ونحوه ارتباط کلی والدین با فرزندان است وعاملی مهم برای رشد ویادگیری کودکان به شمار می آید(اکسای،1996).پژوهش در این زمینه به لحاظ مفهومی تحت تاثیر دو چارچوب نظری قرار دارد:اول نظریه دلبستگی که به کارهای اولیه جان بالبی و متعاقب آن ،کارهای مری اینسوورث وهمکاران او استوار است.مطابق با این نظریه،ماهیت روابط کودکان با افراد مهم زندگی(نظیر والدین ویا هرفرد مراقبت کننده دیگر)در سال های اولیه زندگی ،بسیاری از جنبه های رشد اجتماعی،عاطفی وشناختی کودکان را شکل می دهد.در این رابطه استفاده از روش موقعیت غریب که برای ارزیابی دلبستگی به کار برده می شود،یک الگوی دلبستگی ایمن وسه الگوی دلبستگی ناایمن را به دست داده است.پژوهش ها نشان داده اند که کودکان دارای دلبستگی ایمن ،از مهارت های حل مسئله بهتروشایستگی های شناختی واجتماعی بیشتری برخوردارند.این کودکان قادر به درک عواطف وافکار دیگران که منجر به همدلی می گردد هستندواز دانش ومهارت های اجتماعی خود به نفع روابطی که با دیگران دارند استفاده می کنند(مثلا" دارای حس همکاری وتوانایی مدیریت شایسته در موقعیت های تعارض آمیز هستند).بالعکس،کودکان دلبسته ناایمن توانایی بسیار کمی برای تامل بر احساساتی که به وضوح آن را تجربه می کنند نشان می دهند و از مهارتهای اجتماعی خود به زیان روابطی که با دیگران دارند استفاده می کنند(مثلا" همسالان خود را مورد بهره کشی و استثمار قرار می دهند)علاوه بر این مشخص شده است که کودکان دلبسته ایمن ،از مشکلات عاطفی یا رفتاری کمتری نسبت به کودکان دلبسته ناایمن برخوردارند.افراد دلبسته ایمن ،به طور کلی افرادی سازگار ،توانا،قابل اعتمادو همدل توصیف شده اند(زیمبروف وهارتمن،2002). دوم:پژوهش های مربوط به ارتباط والدین با کودک که نگرش ها واعمال والدین را در فرایند فرزند پروری مورد بررسی قرار داده اند.روش های متفاوتی برای فرزندپروری مطرح شده اند؛ازیک دیدگاه فرزندپروری به سه روش تقسیم شده است که بر تقاضاها وپاسخدهی والدین مبتنی است وعبارتنداز: 1-شیوه مقتدرانه،2-شیوه سهل گیرانه،3-شیوه مستبدانه(مک کی، 2006).سبک های فرزندپروری واجد دو مولفه اساسی هستند: 1- پاسخدهی(صمیمیت واطمینان بخشی)که به میزان تلاش والدین برای رشد ابراز وجود واستقلال درکودکان ،حمایت واطمینان بخشی به کودکان و توجه به نیازهای آنان اشاره دارد(بامریند،1991). 2- تقاضاهای والدین (کنترل رفتاری)که به تلاش والدین برای یکپارچگی خانواده و جذب فرزندان درخانواده ازطریق داشتن تقاضاهای متناسب با توانایی های فرزندان، نظارت برآنان و وضع مقررات اشاره دارد(بامریند،1991). سبک مقتدرانه: فرزندپروری مقتدرانه با تقاضاها وپاسخ دهی بالای والدین مشخص می گردد.والدین مقتدر معمولا"مقررات سختی برای فرزندانشان وضع می کنند وبراجرای آن پافشاری می نمایند.آنان فرزندانشان را تشویق می کنند که مستقل باشند،علاقه زیادی به پیشرفت فرزندان خود دارند،بازخوردهای مثبتی نسبت به پیشرفت آنان نشان می دهند(بامریند،1991). باربر (1996) معتقد است خصوصیات اصلی این شیوه فرزندپروری شامل مشارکت و علاقه زیاد والدین به زندگی فرزندان، برقراری ارتباط باز با آنها، داشتن اطمینان به آنها، تشویق و ارتقای سلامت روانی و کنترل بالای رفتاری آنهاست شامل آگاهی از این که فرزندانشان کجا هستند، با چه کسانی می باشند و چه کاری انجام می دهند.این والدین به اندازه کافی با شیوه های مختلف فیزیکی و کلامی با فرزندانشان صحبت می کنند. آنها بین فرزندانشان تبعیض قایل نمی شوند .برخورد آنان با فرزندانشان احترام آمیز است و در این زمینه تظاهرنمی کنند. آنها در رفتارهای منزل به کودک حق انتخاب می دهند تا آگاهانه رفتارهای مناسب را انجام دهد. آنها زمان زیادی را صرف آموزش مسئولیت پذیری برای کودکان می کنند و تلاش می نمایند تا فرزندانشان به استقلال بیشتری دست یابند(سانتراک، 2007).این والدین هنگام مسئولیت دادن به کودکان نحوه اجرای آن را نیز آموزش می دهند. در این خانواده ها معمولا" افراط و تفریط وجود ندارد،یعنی نه در محبت کردن افراط می کنند و نه در اعمال قوانین. این والدین به جای قوانین بسیار زیاد ،ارزشها را به کودکان آموزش می دهند این والدین معتقدند که پرورش و تربیت کودک امری اکتسابی است که از طریق تلاش بهبود می یابد، لذا هر گونه تلاشی را در جهت آموزش مسایل تربیتی می نمایند. قوانینشان به هیچ وجه برای کودکان آسیب رساننده نمی باشد ولی پیامدهای معقولانه رفتار را حتما اعمال می کنند ،لذا میتوان این پدران و مادران را والدین قاطع یادمکراتیک نامید ،یعنی اگر به کودک بگویند "درصورتی که با من بد صحبت کنی ،من خواسته هایت را انجام نمی دهم"، حتما این کار را انجام می دهند(سانتراک، 2007).این والدین همچنین به نوجوانان خود کمک می کنند در برخورد با هر موضوعی همه جوانب را بسنجند،از این که فرزندانشان برخی از مسائل را بهتر از آنان بشناسند، احساس رضایت می کنند٬ درباره مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با فرزندانشان گفتگو می کنند. وقتی فرزندان نمرات خوبی می گیرند و موفقیتی به دست می آورند به آنان پاداش و آزادی بیشتری می دهند و اگر نمرات پایین بگیرند با تشویق آنان به فعالیت بیشتر آنها را کمک می کنند و آزادی آنان را محدودتر می کنند .والدین مقتدردرحالیکه روش های کنترلی را برفرزندان خوداعمال می کنند،در مورد انجام آن توضیح می دهندوهمچنین روش های تقویتی را برای تغییر رفتارکودکان خود به کارمی گیرند.در این سبک مجموعه ای ازحمایت اجتماعی،ارتباط دو سویه، پذیرندگی، پاسخگویی، شکیبایی و خشنودی نسبت به فرزندان دیده می شود(کوریدو،وارنرو ایبرگ،2002).شیوه فرزند پروری مقتدرانه دارای سه بعد یا مولفه ارتباطی حمایتگر و پذیرا)،نظم(کنترل)،وخودمختاری(مشارکت آزادانه)است.ویژگی ارتباطی (حمایتی وپذیرا)که حمایت هیجانی،ارتباط دو سویه ،محیطی منعطف،همراه باپاسخدهی والدین را شامل می شود.ویژگی نظم(کنترل)در شیوه اقتدارمنش،پاسخدهی منطقی برای انجام امور،فراهم سازی محیطی برای مشخص شدن نتایج رفتار در فرزندان می باشد . ویژگی خودمختاری،فراهم نمودن محیطی برای بیان احساسات وعقاید فرزندان و استفاده از نظرات آنان در ایجاد قواعد خانوادگی است(هارتوپ ولارسن،1999). سبک مستبدانه: فرزندپروری مستبدانه با نقاضاهای بالای والدین و پاسخدهی کم آنان مشخص می شود.والدین مستبدانتظارات بسیار بالایی از فرزندان خود دارند ودر تعامل با فرزندان عواطف اندکی نشان می دهند(سانتراک، 2007).این والدین لزومی برای ارائه دلیل جهت دستورات خویش نمی بینند و براطاعت واحترام بی چون وچرای فرزندان تاکید می کنند.والدین مستبد،اغلب فرزندان خود را تحقیر می کنند و در مورد تنبیه به کارگرفته شده ،هیچ گونه توضیحی نمی دهند واجرای تادیب های قوی ،سبب اختلال در پردازش کودکان نسبت به پیامهاو صحبتهای والدین ودیگران می شودوآنان در ترس دایم به سر می برند(باربر،2000؛لایبل وتامپسون،2002).سبک والدین مستبد نیزداری سه مولفه اجبار فیزیکی،خصومت کلامی،تنبیهی و غیرتوضیحیاست.بعد اجبار فیزیکی به معنای به کارگیری فراوان تنبیهات نامشخص و خشن،همراه با کنترل زیاد و پذیرندگی پایین برای فرزندان می باشد.بعد خصومت کلامی با به کار گیری انتقادهای مخرب برای ایجاد نظم در فرزندان مشخص می شود و بعد تنبیهی وغیر توضیحی با به کارگیری تنبیهات وحقیر کردن فرزندان با ارائه توضیحی بسیار اندک ویا بدون آن می باشد(لایبل وتامپسون،2002). سبک سهل گیرانه:فرزندپروری سهل گیرانه با تقاضاهای کم والدین وپاسخ دهی زیاد آنها مشخص می شود.والدین سهل گیرتوجه بیش ازحد به فرزندان شان نشان می دهند وازآنان انتظارت کمی دارند، اغلب استقلال وآزادی زیادی به فرزندان می دهند،ولی معمولا"اهداف وانتظارات روشنی برای فرزندان ترسیم نمی کنند، فرزندان رابه حال خود رها می کنند والگوی مناسبی برای آنها نیستندوالدین سهل گیر،هیچگونه کنترلی برروی کودکان خودندارند واین کودکان کمترین میزان اعتماد به نفس،کنجکاوی وخودکنترلی را درهر گروهی ازخودنشان می دهند ودر کنترل تکانه وتشخیص ارزش ها از ضدارزش ها مشکل دارند(برن اشتاین،2002؛کوریدو ،وارنر وایبرگ،2002).شیوه فرزند پروری سهل گیر دارای یک مولفه بی توجهی است(جرج،2004).ویژگی بی توجهی ارائه ی خواسته های اندک همراه با محدودیت های بسیار کم از فرزندان را شامل می شود(جرج،2004). تفاوت فرزندپروری مستبدانه ومقتدرانه یکی از مهم ترین تفاوت های فرزندپروری مقتدرانه ومستبدانه در مفهوم کنترل روانشناختی نهفته است.کنترل روانشناختی به تلاش والدین برای کنترل رشد هیجانی وروان شناختی کودکان اشاره دارد.درکنترل روانشناختی،والدین تلاش می کنند تااحساساتی نظیر احساس گناه وشرم رادر فرزندان ایجادکنند(باربر،1996).درهردو روش والدین ازفرزندان تقاضاها وانتظارات بالایی دارند وبرمقررات خانواده هاتاکید می ورزند،ولی تفاوت آنها در این است که درفرزندپروری مستبدانه والدین انتظار دارند که فرزندان بی چون وچرانظرات ،ارزش ها وهدف های آنها را بپذیرند.درحالیکه درفرزندپروری مقتدرانه والدین با فرزندان خودتعامل دارند وتلاش می کنند تقاضاهای خودومقررات خانواده رابرای فرزندان خودتبیین کنند.بنابراین درهردو روش والدین رفتارهای فرزندان خودرا بسیارکنترل می کنند ولی درفرزندپروری مقتدرانه والدین ازکنترل روانشناختی فرزندان پرهیز می کنند(دارلینگ،1999).

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۹
postec postec

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی